أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

307

آثار الباقيه ( فارسى )

پس ديگر كدام نص از اينها كه گفته شد براى قطع اطماع باحثان اين مطلب بليغتر و فصيحتر است . با آنكه به عقيده منجمان تدابير ستارگان با رسيدن به آخر حوت منقطع نمىشود چنان كه غلبه اسكندر بر ايران هنگامى بود كه قسمت به اول حوت كه حد زهره است رسيده بود و براى هر برجى هزار سال است و نيز اردشير پسر بابك وقتى قيام كرد كه قسمت از حد زهره به حد مشترى رسيده بود و اين كوكب دليل عراق و مشرق است و نيز غلبه عرب بر عجم هنگامى بود كه قسمت به شرف زهره رسيده بود كه بيست و هفتمين درجه حوت بود و حكومت در آنان به اندازه مدت تدبير اين ستاره در برج خود بود و چون قسمت به حد مشترى از برج حمل رسيد ابو مسلم با سياهپوشان از مردم خراسان ظهور كرد سپس چون ابتزاز به حد زهره منتقل شد آغاز دولت ديالمه و سلطنت آل بويه رسيد و تدابير به رسيدن زهره به آخر برج حوت منتقل نشد . اين بود عقيده منجمان ولى اين مرد نادان احمد بن طيب سرخسى از شنيدن آواز خود ، خويش را به كرى زده و هرچه دلش خواسته گفته و گفته‌اند وقتى كه شرم و حيا ندارى هرچه ميخواهى بگوى . شگفتتر از همه آنكه دقايق را سرخسى دليل شماره سالها دانسته و حال آنكه منجمان درجاترا دليل بر اين ميدانند و نيز اين اعداد با مواضعه و قرارداد به هر كسرى كه برسند رسيده‌اند « 1 » و اگر به تجنيس اعداد صحاح با كسور آن اكتفا كند چه فرقى است ميان او و آنكس كه دقايق را از راه تقسيم باقيمانده كسور همينطور على التوالى پايين‌تر ميبرد تا بلانهايه برسد تا عدد مقصود را بزرگ جلوه دهد يا چه فرقى است ميان او و كسى كه همان حروف مقطعه را حساب مىكند و مكررات آن را حذف نمىكند .

--> ( 1 ) - مقصود اين است كه تقسيم دايره به سيصد و شصت درجه و بعدا درجات به دقايق الخ امرى الزامى نيست چنان كه امروز در مثلثات علاوه بر تقسيم فوق محيط دايره را دو پى راديان و چهارصد گراد مىخوانند و براى تبديل هريك به ديگرى فرمولى مذكور است .